ملا شيخعلى گيلانى
57
تاريخ مازندران ( فارسى )
در مازندران كرد . اگرچه بى گفت سپاهش شكست يافتند ، اما باز سارى را از او گرفت . آخر جمعى وسيله شده ، دختر سيد محمد را به ميرزا شاهرخ دادند تا آن مملكت را به دو گذاشت . در زمان او بهرام بن اسكندر روزافزون اقتدار يافت و سيد محمد نيز در سنهء ست و خمسين و ثمانمائه به اجل طبيعى درگذشت . سيد عبد الكريم بن سيد محمد بن سيد مرتضى ، در حين وفات پدر نزد ميرزا جهانشاه بن قرايوسف تركمان بود . به سرعت تمام در مازندران آمده ، قائممقام شد و در خمس و ستين و ثمانمائه وفات يافت . سيد عبد اللّه بن سيد عبد الكريم والى گشته ، در سر كار او على بن بهرام روزافزون رشد تمام كرده ، محسود اماثل و اقران شد . بنابراين در نيمفرسنگى سارى در دست سادات بابلكان كشته گشت و فتور تمام از اين سبب به حال سيد عبد اللّه راه يافت . اما باوجود اين اصلا از شرب و لواطه بازنمىايستاد تا در پنجم ربيع الاول اثنين و سبعين و ثمانمائه ، پسر عمش سيد زين العابدين ابن سيد كمال الدين بن سيد محمد ، به هنگام فرصت ، در حمام سارى وى را به قتل رسانيد . سيد زين العابدين بن سيد كمال الدين كه متخلص به « عادلى » بود والى گشته ، از ديوان امير حسنبيك آققوينلو ، مال الكارا به صد و بيست خروار ابريشم اجارت كرد . اما هميشه ميان او و سيد عبد الكريم بن سيد عبد اللّه مقتول منازعت بوده ، گاهى اين بر آن و وقتى آن بر اين غالب مىشد و سيد زين العابدين زن جميلهاى داشته به دو بسيار مايل بود و مادر سيد از اين در رشك و همواره منتهز فرصت كه به طريقى آن عورت را هلاك سازد . سيد روزى در شكار مىرفت . آن عورت كه نقشدوز خوب بود ، رومالى در كارگاه بسته ، با شوهر شرط كرده به مبلغى كه تا آمدن تو از شكار من اين رومال را تمام مىكنم .